booklove

Members
  • تعداد ارسال ها

    3
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

0 Neutral

درباره booklove

  • درجه
    کاربر جدید
  • تاریخ تولد تعیین نشده
  1. « مردی برای همیشه » نمایشنامه‌‌ ایی است که شهرام کرمی زندگی امام موسی صدر از مرحله تولد تا ربوده شدن وی در هفت صحنه برای نوجوانان به رشته تحریر درآورده است. به گزارش پایگاه خبری مهرک ، اذان برای موسی، یک شاخه گل برای پروین، روزگار صور، اولین شهید، گفت‌وگو با سنگ، آزادی را باور کن و مردی برای همیشه عنوان هفت صحنه این نمایشنامه هستند. شهرام کرمی مدیر مرکز هنرهای نمایشی پیشتر در مراسم رونمایی از این اثر گفته بود: «این کتاب جزء کارهای پر افتخار من است، چرا که برای نوشتن آن میل فراوانی داشتم. اگر قرار باشد از مجموعه آثارم یکی را انتخاب کنم و بگویم به کدام وابسته هستم، مردی برای همیشه جزء کارهایی است که واقعا با عشق آن را نوشتم و از آن همیشه به نیکی یاد خواهم کرد. وی ادامه داده بود: وابستگی من به امام موسی‌صدر از دوران کودکی آغاز شد. من با نام ایشان از همان دوران آشنا شدم، عکسی در منزل ما از ایشان وجود داشت که دست زیر چانه قرار دارد و من همیشه چهره نورانی این مرد مومن در خاطرم هست و همیشه فکر می‌کردم امام موسی‌صدر امام حاضر ماست. از همان روزها وابسته او شده بودم و یکی از ویژگی‌هایش جمال نورانی‌اش است.» در بخشی از این نمایشنامه آمده است: “امروز جمعه چهارده خرداد سال هزار و چهارصد خورشیدی برابر با بیست‌وچهار رجب سال هزار و چهارصد و چهل‌وسه قمری من سید موسی صدر فرزند سید صدرالدین صدر از اهالی ایران و ساکن لبنان در این زندان با دیوارهای بلند برای شما نامه می‌نویسم. من امروز نودوسه ساله می‌شوم و تولد خود را در این ظلمت و تاریکی به امید دیدن آفتاب جشن می گیرم. می دانم هنوز کسانی چشم انتظار من هستند و من با صدای بلند فریاد می زنم که موسی صدر زنده است. با ایمان به وعده خدا یقین دارم به‌زودی آفتاب را خواهم دید. در این زندان بشارت خداوند بر ایوب پیامبر را به یاد می آورم و روزهای روشن را انتظار می کشم.”
  2. «یحیی و یاکریم» روایت داستانی از قیام 15 خرداد سال 42 به تالیف محمدرضا شرفی خبوشان است که از مجموعه«روزهای انقلاب» به علاقه‌مندان کتاب و کتابخوانی توسط انتشارات مهرک معرفی می‌شود. به گزارش پایگاه خبری سوره مهر، شرفی خبوشان درباره این اثر اظهار داشت: این رمان با دو زاویه دید «دانای کل» و «اول شخص» روایت شده که اول شخص آن نوجوانی است که در زمان حال به سر می‌برد و تاثیرات واقعه 15 خرداد را مشاهده می‌کند و با نگاهی جستجوگر در پی کشف ماهیت این واقعه برمی‌آید. وی ادامه داد: فکر می‌کنم «یحیی و یاکریم» به خوبی توانسته ماهیت رخداد 15 خرداد سال 42 را برای نوجوانان روشن کند و مخاطب با خواندن آن هم قادر خواهد بود برداشت درستی از این واقعه به دست آورد و با رویدادهای تاریخی نیز آشنا شود. این نویسنده همچنین درباره زبان داستان خاطرنشان کرد: در این اثر سعی شده از لفاظی‌های زیاد برای نوجوانان جلوگیری کنم، همچنین زبان ساده و روان داستان در کنار درگیری‌های رخداد که در هر فصل واقع شده توانسته به جذابیت اثر کمک کند. شرفی در ادامه به پایبند بودن به اصول تاریخی در رمان اشاره کرده، افزود: همانطور که مستحضرید نگارش داستان و رمان تاریخی کار بسیار مشکل است زیرا نویسنده هم باید به وقایع تاریخی پایبند باشد و هم از تکنیک‌های داستان‌نویسی غافل نشود. لذا من در این رمان سعی داشته‌ام، واقعیت‌های غیرقابل انکار را با تکنیک‌های داستان‌نویسی برای نوجوانان به نگارش درآورم. مجموعه «روزهای انقلاب» از جمله طرح‌های حوزه هنری کودک و نوجوان است که با مشارکت نویسندگان فعال و نام‌آشنا در این حوزه، به‌منظور آشنایی گروه سنی نوجوانان با مهمترین وقایع تاریخ انقلاب اسلامی به رشته تحریر درآمده است. «کودتای 28 مرداد سال 1332»، «16 آذر سال 1332»، «تصویب و لغو قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی»، «اعلام انقلاب سفید»، «فاجعه هجوم به مدرسه فیضیه»، «دستگیری امام خمینی(ره) و قیام 15 خرداد سال 1342»، «سخنرانی امام خمینی(ره) علیه کاپیتولاسیون»، «تبعید امام (ره) به ترکیه و نجف»، «عکس‌العمل مردم پس از انتشار مقاله توهین‌آمیز درباره امام خمینی(ره) در 17 دی سال 1356»، «قیام خونین قم در 19 دی 1356»، «قیام مردم تبریز در چهلم فاجعه قم»، «قیام مردم یزد در 10 فروردین سال 1357»، «اعلام حکومت نظامی توسط دولت آموزگار در 25 مرداد سال 1357»، «فاجعه سینما رکس آبادان»، «فاجعه خونین جمعه سیاه»، «هجرت امام (ره) از نجف به پاریس»، «فاجعه مسجد کرمان در 24 مهر 1357»، «آزادی زندانیان سیاسی در 8 آبان سال 1357»، «حادثه 13 آبان 1357»،‌ «محرم سال 1357»، «بازگشت امام خمینی(ره) به ایران»، «بیعت نیروی هوایی با امام خمینی(ره)»، «روز پیروزی انقلاب اسلامی»، «فرار شاه» در این مجموعه به آن‌ها پرداخته شده است.
  3. خاطرات یک رزمنده از هفده عملیات سرنوشت ساز در سیزده در هفت کتاب دو جلدی «سیزده در هفت» شامل خاطرات محمود نجیمی از عملیات فتح‌المبین و بیت‌المقدس، عملیات رمضان، عملیات محرم و .... از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شد. به گزارش پایگاه خبری سوره مهر، جلد اول این کتاب در پنج فصل خلاصه می‌شود که عناوین فصل‌های آنها به ترتیب عبارتند از: دوران کودکی، اعزام به جبهه شوش دانیال، شروع عملیات فتح‌المبین،‌ آموزش زرهی و آمادگی برای عملیات بیت‌المقدس و شرکت در عملیات بیت‌المقدس. از جمله مطالبی که در این فصل‌ها به آنها پرداخته شده است، می‌توان به انقلابی که مرا کربلایی کرد،‌ یکی از آن روزها به بلوغ رسیدم،‌ ترس و تعجب و شاهد عینی فتح بزرگ. جلد دوم این کتاب هم در شش فصل آمده است که عناوین این فصل‌ها به ترتیب عبارتند از: انتظار بی مورد، دلتنگی، اعزام مجدد به جبهه، شروع عملیات به داخل خاک عراق، پایان عملیات رمضان و اعزام به منطقه برای عملیات. محمود نجیمی، نوجوان بود که به جبهه رفت. در سال 1360 وقتی در کلاس اول راهنمایی تحصیل می‌کرد، خودش را به خاکریزها و سنگرهای دفاع از انقلاب اسلامی و کشورش رساند و همان جا ماندگار شد. این دو جلد کتاب برگرفته از دست‌نوشته‌های محمود از هفده عملیات سرنوشت‌ساز دفاع مقدس است که بیشتر آن اولین بار در جبهه‌های جنگ نوشته شده است. بعدها این نوشته‌ها با کمک هم‌رزمانش عباس محمدی،‌ محسن همتیان،‌ عباس پیرمرادیان، منصور بنایی‌زاده و علی خلیلی‌ کامل‌تر شد. پایان‌بخش جلد اول این کتاب به تصاویر عملیات فتح‌المبین،‌ عملیات بیت‌المقدس و اسناد کالک اختصاص پیدا کرده است. در پایین برخی از عکس‌ها درباره نقشه عملیات و اینکه برخی از عملیات‌ها میان سپاه و ارتش مشترک بود، قرارگاه‌ها و لشکرهایی که در آنها شرکت کرده بودند،‌ تعداد تیپ‌های شرکت کننده از ارتش در عملیات‌ها و ... توضیحاتی ارائه شده است. همچنین در پایان جلد دوم کتاب «سیزده در هفت» هم تصاویر عملیات رمضان و تصاویر عملیات محرم گنجانده شده است. متن برگزیده کتاب از درگیری جلو هیچ خبری نبود؛ اما آتش دشمن، بی‌هدف و پراکنده، در سراسر منطقۀ عملیاتی دیده می‌شد. من و دوستانم، بعد از ساختن سنگری برای دوشکا و آماده کردن سلاح برای شلیک، خسته و کوفته دور هم نشسته بودیم و با خوردن آجیل و تماشای انفجارها و ترکش‌های سرخش، که به اطراف پرتاب می‌شد، خودمان را مشغول کردیم. من روحیۀ خوبی نداشتم. پیش خودم فکرهای بدی می‌کردم که نکند گردان‌های پیاده و زرهی که به عملیات رفته‌اند دوباره در محاصره افتاده باشند، یا با همان چند انفجار همه شهید و مجروح و اسیر شده باشند. صدای نفربری از جلوی خاکریز شنیده شد، که موازی خاکریز حرکت می‌کرد. همه می‌دانستیم از نیروهای خودمان است. از این رو، با چراغ‌قوه او را راهنمایی کردیم. تا اینکه به پشت خاکریز آمد. راننده‌اش سراغ آمبولانس و امدادگرها را گرفت. امدادگر و راننده آمبولانس را صدا زدیم. مجروحانِ گردان‌های خط‌شکن را آورده بود. با کمک امدادگر سریع آن‌ها را پیاده کردیم. رانندة نفربر، بدون اینکه حرفی از درگیری‌های جلو بزند، دوباره به منطقة دشمن بازگشت. ایستاده بودم که مجروحان را سوار آمبولانس کردند. سه نفر از آن‌ها بی‌هوش بودند. نفرات دیگر هم، که در جمع نه نفر می‌شدند، وضعیت مجروحیتشان خیلی ناجور بود. اما چیزی که دل مرا آتش زد این بود که یکی از آن‌ها التماس می‌کرد و قسم می‌داد: «کمی آب به من بدهید. دارم از تشنگی می‌میرم» و اشاره می‌کرد به دوستانش و می‌گفت: «این‌ها از تشنگی شهید شده‌اند.» با شنیدن حرف آن جوان شانزده هفده‌ساله، بغض گلویم را گرفت و اشکم سرازیر شد. یاد روضه‌های ماه محرم افتادم. دیگر نتوانستم جلوی خودم را بگیرم. با گریه به امدادگر گفتم: «خوب کمی آب به آن‌ها بدهیم که طوری نمی‌شود.» امدادگر هم توضیح ‌داد که آب برای مجروحان مثل سم است.