امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بازی با داستان
#21
اول بهش میگه مهرنازو میخام بعد حامد بهش میگه اصلا رات میدن پسر؟خخخخ
#22
اون کسه دیگه رو دوس داره بیا بریم برات ستی دیوثو بگیرمSmile)
#23
بعد مرده فکر میکنه میگه اون هم که امینو دوس دار چه خاکی بریزم؟
#24
میگه بهترین گزینه ننه الیSmile
#25
بعد میگه حامد جون هرکیو دوس داری برام ردیفش کن(:
#26
بعد حامد میگه اگه من لالایی بلد بودم ک اینجا نبودمک)
#27
مرده هم میگه پَ آذین چیکارس دیوث؟
#28
بعد می گه لالایی بلد بودم خوب کجا بودم مثلا
#29
حامد میگه آذین زنم نمیشه اگه لالایی بلد بودم خونه بخت بودم=))
#30
مرده میگه اَ بس بی عرضه ای خخخ زنه اینقد دوست داره برو با باباننش بحرف دیگع(:


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان